رفتار و نگرش مدرسان دانشگاه نسبت به دانشجویان غیرسنتی

به گزارش ایسنا، در دهههای گذشته، تصویر غالب از دانشجو، فردی جوان بود که بلافاصله پس از پایان دبیرستان وارد دانشگاه میشد، از حمایت خانواده برخوردار بود و تمام وقت خود را به تحصیل اختصاص میداد. این تصویر هنوز در بسیاری از سیاستها و برنامهریزیهای آموزشی دیده میشود. با این حال، تحولات اجتماعی و اقتصادی باعث شدهاند ترکیب جمعیت دانشجویی بهطور چشمگیری تغییر کند. امروزه شمار زیادی از دانشجویان با سن بالاتر، سابقه وقفه تحصیلی، مسئولیتهای شغلی یا خانوادگی وارد دانشگاه میشوند. این گروه که با عنوان «دانشجویان غیرسنتی» شناخته میشوند، تجربه و نیازهایی متفاوت از دانشجویان رایج دارند و همین تفاوتها، نظام آموزش عالی را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است.
افزایش حضور دانشجویان غیرسنتی، تنها یک تغییر آماری نیست، بلکه پیامدهای عمیقی برای شیوههای تدریس، خدمات دانشجویی و روابط آموزشی دارد. بسیاری از این دانشجویان ناچارند میان تحصیل، کار و زندگی شخصی تعادل برقرار کنند. در نتیجه، برنامههای آموزشی انعطافناپذیر، ساعات محدود ارائه خدمات و انتظارهای یکسان از همه دانشجویان، میتواند به احساس فشار، بیگانگی یا حتی کنار گذاشته شدن آنها منجر شود. از سوی دیگر، این دانشجویان اغلب انگیزه بالا و تجربههای ارزشمند زندگی را با خود به کلاس میآورند که میتواند فضای یادگیری را غنیتر کند. همین دوگانگی، ضرورت بررسی دقیقتر نقش استادان و نگرش آنها نسبت به این گروه از دانشجویان را برجسته میکند.
در رابطه با این موضوع، سیما مدرس گرجی، عضو هیأت علمی رشته مدیریت آموزشی در گروه علوم تربیتی دانشگاه کردستان به همراه دو همکار دانشگاهی خود، پژوهشی را درباره تعامل اعضای هیأت علمی با دانشجویان غیرسنتی انجام دادهاند. این پژوهش که به بررسی میزان آشنایی استادان با ویژگیهای این دانشجویان و بازتاب آن در نگرش و رفتار آموزشی میپردازد، تلاش کرده است نشان دهد آیا تفاوتهای فردی استادان بر این تعامل اثرگذار است یا خیر.
پژوهش مورد اشاره با رویکردی کمّی و به شیوه توصیفی-پیمایشی انجام شد. برای این منظور، ۱۶۴ نفر از اعضای هیأت علمی تماموقت بهصورت تصادفی انتخاب شدند. دادهها از طریق یک پرسشنامه ۴۲ گویهای گردآوری شد که پیشتر در پژوهشهای خارجی استفاده شده بود. دادههای جمعآوریشده نیز با کمک روشهای آماری، تجزیه و تحلیل شدند.
یافتههای این مطالعه نشان دادند که ویژگیهای جمعیتشناختی استادان، مانند جنسیت، مرتبه علمی، سابقه خدمت یا دانشکده محل خدمت، ارتباط معنادار و قابل توجهی با میزان شناخت، نگرش و رفتار آنها نسبت به دانشجویان غیرسنتی ندارد. به بیان ساده، این عوامل تعیین نمیکنند که یک استاد چگونه با این دانشجویان برخورد میکند. در مقابل، بین میزان شناخت استادان از ویژگیها و نیازهای دانشجویان غیرسنتی با نگرش و رفتار آنها رابطهای مثبت و معنادار مشاهده شد.
بر اساس نتایج، استادانی که آشنایی بیشتری با اصول آموزش بزرگسالان و شرایط خاص دانشجویان غیرسنتی داشتند، نگرش مثبتتر و رفتار منعطفتری از خود نشان میدادند. همچنین مشخص شد بسیاری از اعضای هیأت علمی، روشهای تدریس خود را برای پاسخگویی بهتر به نیازهای یادگیری متنوع دانشجویان تعدیل کردهاند؛ اقداماتی مانند در نظر گرفتن مهلتهای منعطف، استفاده از مواد آموزشی غیرهمزمان و ارائه حمایتهای فردی بیشتر.
بر اساس این نتایج، همبستگی مثبت میان شناخت، نگرش و رفتار نشان میدهد این سه عامل بهصورت متقابل بر یکدیگر اثر میگذارند. هرچه شناخت استادان افزایش یابد، نگرش آنها مثبتتر میشود و این نگرش مثبت، رفتارهای حمایتیتر و انسانیتری را در کلاس درس به دنبال دارد. چنین رفتاری میتواند محیطی امنتر و تشویقکنندهتر برای دانشجویانی فراهم کند که با چالشهای متعدد زندگی روبهرو هستند.
از سوی دیگر، نتایج پژوهش که در فصلنامه «مطالعات اندازهگیری و ارزشیابی آموزشی» وابسته به سازمان سنجش آموزش کشور منتشر شدهاند، بر اهمیت حمایت نهادی از اعضای هیأت علمی نیز تأکید دارند. اگرچه انعطافپذیری در آموزش برای دانشجویان غیرسنتی سودمند است، اما در نبود منابع و پشتیبانی کافی، میتواند فشار مضاعفی بر استادان وارد کند.
پژوهشگران در نهایت پیشنهاد میکنند دانشگاهها برنامههای توسعه حرفهای، بهویژه در زمینه آموزش بزرگسالان، و سیاستهایی مانند برنامهریزی منعطف کلاسها و تقویت خدمات مشاورهای را در اولویت قرار دهند تا هم استادان و هم دانشجویان از این تغییرات منتفع شوند.
انتهای پیام
Authors: صاحبخبران - جدیدترین و آخرین اخبار ایران و جهان - علمی-فناوری
